توانبخشی آلزایمر

توانبخشی آلزایمر: آلزایمر یک بیماری پیشروندهٔ مغزی است که بهتدریج حافظه، تفکر و توانایی انجام کارهای روزمره را مختل میکند. شروع بیماری معمولاً آرام است و فرد ابتدا تنها دچار فراموشیهای کوچک میشود؛ فراموشیهایی که ممکن است با استرس یا بالا رفتن سن اشتباه گرفته شوند. اما درواقع تغییرات پنهانی در مغز ممکن است سالها قبل از ظهور علائم شروع شده باشد؛ یعنی زمانی که رسوب پروتئینهای«بتاآمیلوئید (Beta-Amyloid)» و «تاو (Tau Protein)» آرامآرام ارتباط میان نورونها را مختل میکنند، اما فرد هنوز شکایتی ندارد.
با وارد شدن به مرحلهای که «اختلال شناختی خفیف» یا MCI (Mild Cognitive Impairment) نام دارد، اولین نشانههای قابلمشاهده ظاهر میشوند. فرد قرارهای ساده را فراموش میکند، برای پیدا کردن کلمات مکثهای طولانی دارد یا نام اشخاص آشنا راموقتاً به یاد نمیآورد. در این مرحله استقلال فرد حفظ شده، اما اطرافیان متوجه تغییرات میشوند.
بهتدریج بیماری وارد مرحله خفیف تا متوسط میشود. مشکلات حافظه بیشتر میشوند: فرد سؤالهای تکراری میپرسد، مسیر بازگشت به خانه گاهی برایش گم میشود، یا در تصمیمگیریهای ساده مثل خرید و مدیریت دارو دچار مشکل میشود. تغییرات خلقی مثلا اضطراب، بیقراری، بیعلاقگی یا پرخاشگری نیز شایع است. در مرحله متوسط، بیمار به کمک بیشتری نیاز دارد و توانایی انجام بسیاری از فعالیتهای روزانه از دست میرود. در مرحله شدید، بیمار توانایی ارتباط کلامی را از دست میدهد، دچار بیاختیاری میشود، حرکاتش محدود میشود و نیازمند مراقبت کامل خواهد بود.
پیشرفت آلزایمر معمولاً بین ۸ تا ۱۵ سال طول میکشد و سرعت پیشرفت بسته به عوامل مختلفی مثل سن شروع بیماری، ژنتیک (بهویژهوجود ژن APOE-ε4)، بیماریهای همراه و میزان «ذخیره شناختی (Cognitive Reserve)» متفاوت است. افراد تحصیلکرده وکسانی که در طول زندگی فعالیت ذهنی و اجتماعی بیشتری داشتهاند، معمولاً با سرعت آهستهتری افت میکنند.
از نظر طول عمر، بیشتر بیماران پس از تشخیص بین ۸ تا ۱۲ سال زندگی میکنند. اما کیفیت زندگی و میزان استقلال بیمار کاملاً بهنوع مراقبت، محیط امن، حمایت روانی و بهخصوص توانبخشی چندبعدی بستگی دارد.
درمان دارویی نمیتواند بیماری را متوقف کند، اما علائم را کنترل کرده و روند افت را کند میکند. داروهای اصلی آلزایمر شامل:
دونپزیل (Donepezil)
ریواستیگمین (Rivastigmine)
گالانتامین (Galantamine)
این داروها «مهارکننده کولیناستراز» یا Cholinesterase Inhibitors هستند و با افزایش سطح استیلکولین (Acetylcholine) بهتقویت حافظه و تمرکز کمک میکنند. معمولاً در مراحل خفیف تا متوسط استفاده میشوند.
داروی مهم دیگر ممانتین (Memantine) است که «آنتاگونیست گیرنده NMDA» یا NMDA Receptor Antagonist محسوبمیشود و در مراحل متوسط تا شدید برای کاهش بیقراری، توهم و پرخاشگری مؤثر است.
در سالهای اخیر داروهای جدید ضدآمیلوئید معرفی شدهاند:
لکانماب (Lecanemab)
دانانماب (Donanemab)
این داروها مستقیماً پلاکهای مغزی را هدف قرار میدهند، اما در بسیاری از کشورها هنوز بهطور گسترده در دسترس نیستند و نیاز بهپایش جدی دارند.
توانبخشی آلزایمر
توانبخشی؛ مهمترین ستون درمان
در مدیریت آلزایمر، توانبخشی بخش کلیدی و اثرگذارتر از دارو است. توانبخشی باعث بازگشت تواناییها نمیشود، اما میتواند سرعتافت را بهطور قابلتوجهی کند کند و استقلال بیمار را برای مدت طولانیتری حفظ کند. توانبخشی یک برنامه منظم و چندبعدی است کهباید در زندگی روزمره بیمار ادغام شود.
۱. توانبخشی شناختی (Cognitive Rehabilitation)
این حوزه مهمترین بخش توانبخشی است. هدف آن تقویت تواناییهای باقیمانده مغز و آموزش راهکارهایی برای جبران ضعفهاست.
مثالها:
یادآوری با فاصله یا Spaced Retrieval:
نام نوه بیمار را میگوییم و ابتدا بعد از ۳۰ ثانیه، سپس بعد از ۱ دقیقه، ۳ دقیقه و ۵ دقیقه از او میخواهیم دوباره آن را بگوید. این روشیکی از موثرترین تمرینهای حافظه است.
تمرینهای توجه (Attention Training):
پیدا کردن تفاوت بین دو تصویر ساده، دنبال کردن یک الگوی نقطهای یا بازیهای شناختی مخصوص سالمندان.
تمرینهای زبان (Language Training):
نامبردن اشیاء، توصیف تصاویر، ساخت جملههای ساده یا طبقهبندی کلمات.
جهتیابی (Orientation Training):
استفاده از نقشه ساده خانه، تقویم بزرگ، ساعت دیجیتال شبتاب و تمرین پیدا کردن مسیر.
توانبخشی شناختی و توانبخشی آلزایمر اگر حداقل ۲ تا ۳ جلسه در هفته انجام شود، بهطور محسوسی سردرگمی بیمار را کاهش میدهد، اعتمادبهنفسبیمار را زیاد میکند و سازگاری او را با محیط بهبود میبخشد.
۲. کاردرمانی (Occupational Therapy)
کاردرمانی کمک میکند بیمار فعالیتهای روزانه مثل لباس پوشیدن، غذا خوردن، حمام کردن، استفاده از سرویس بهداشتی و مدیریتخانه را تا جایی که ممکن است حفظ کند.
مثال: برای بیمارانی که گاز را خاموش نمیکنند، یک چکلیست تصویری کنار اجاق نصب میشود.
برای بیمارانی که شبها سردرگم میشوند، از علامتگذاری اتاقها یا ساعتهای شبتاب استفاده میشود.
برای آسانتر شدن لباسپوشیدن، دکمهزنهای کمکی یا کفشهای بدون بند استفاده میشود.
کاردرمانی همچنین محیط خانه را ایمنتر میکند: حذف فرشهای لغزنده، نصب نرده کنار تخت، ارتفاع مناسب صندلی و مکانیابی ثابت اشیا.
از لحاط بدنی بیتحرکی باعث ضعف عضلات، زمینخوردن، زخم بستر و مشکلات متوالی میشود.
تمرین درمانی با تمرینهای ساده مثل:
راه رفتن با سرعت کم،
تمرینهای تعادلی کنار دیوار،
کشش عضلات پا و کمر،
باعث حفظ توانایی حرکت و کاهش احتمال افتادن بیمار میشود.
۳. گفتاردرمانی (Speech Therapy)
در آلزایمر مشکلات گفتار و زبان شایع هستند. گفتاردرمانگر با تمرینهایی مثل داستانگویی کوتاه، نامبردن اعضای خانواده، یا توصیف اشیاء به بیمار کمک میکند ارتباطش را حفظ کند.
از طرفی با پیشرفت بیماری، اختلال بلع (Dysphagia) هم ایجاد میشود. گفتاردرمانی در این بخش با تمرینهای مخصوص عضلات دهان، اصلاح روش غذا خوردن و آموزش تکنیکهای جلوگیری از خفگی بسیار ضروری است.
۵. موسیقیدرمانی و هنردرمانی (Music & Art Therapy)
در آلزایمر «حافظه عاطفی» دیرتر از سایر حافظهها آسیب میبیند. موسیقی سالهای جوانی بیمار میتواند: او را آرام کند، رفتارهای پرخاشگرانه را کاهش دهد، احساس ارتباط با خانواده را بیشتر کند.
هنردرمانی با نقاشی ساده، رنگآمیزی یا کار با خمیر، به کاهش اضطراب و بهبود خلق کمک میکند.
جمعبندی
توانبخشی آلزایمر: آلزایمر اگرچه درمان قطعی ندارد، اما مسیر بیماری یکسان نیست. بیمارانی که داروهای مناسب دریافت میکنند و مهمتر از آن توانبخشی منظم و چندبُعدی دارند، معمولاً سالها دیرتر وارد مراحل شدید میشوند و کیفیت زندگی بسیار بهتری تجربه میکنند. توانبخشی—بهویژه تمرینهای شناختی و کاردرمانی—کلیدیترین بخش مدیریت بیماری است و نقش خانواده در اجرای آن بسیار مهم است.
دکتر روح اله افتخاری توانبخشی آلزایمر